تا وقتيکه قلب شما نخواهد ، مسلماً مغزتان هرگز به چيزي عقيده پيدا نمي کند !!!
+ نگاشته شده در
بیستم اردیبهشت 1391ساعت 3:36 توسط م
|
...................................................................................
گاهے دلمـ از هر چه آدمـ است مے گیرد...!
گاهے دلمـ دو كلمه حرف مهربانانه مےخواهد...!
نه به شكل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شكل ِ بے تو مے میرمـــ...!
ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست !
برچسبها:
روزانه ها
+ نگاشته شده در
دهم اردیبهشت 1391ساعت 11:36 توسط م
|
...................................................................................
اول از همه بگم که این وبلاگ یک وبلاگ ارائه موسیقی نیست . اما بعضی وقت ها لذتی که از شنیدن یک موسیقی می برم من رو وادار میکنه که برای معرفی هم که شده اونو بین خواننده های وبلاگم به اشتراک بگذارم .
آهنگ ها رو توی یه وبلاگ دیدم گفتم لینک دانلود آهنگ هاشو بزارم تا هر کس تا حالا با صدا و کارهای این هنرمند پرقدرت ایران آشنا نشده بشنوه و لذت ش رو ببره .
توضیح اینکه اکثر آهنگ هایی که گذاشته از آلبوم ایج یعنی اولین آلبوم حرفه ای حسین هست که نوازندگان آثارش از اساتید و به قول خودمون از غول های موسیقی ایران هستند و تنظیمش هم کار محسن مرشد هست که دیگه برای هر کسی که تو ایران موسیقی کار میکنه یک نام آشناست .
آهنگ اول : ایج ۲ :
آهنگ ایج ۲ (ایلت اولت ) از آلبوم ایج حسین میری
توضیح مختصر : این آهنگ رو حتما دانلود کنید . ریتم اسپانیایی به همراه گویش محلی و موسیقی و تنظیمش فوق العاده است.
آهنگ دوم : شوخی :
آهنگ شوخی از آلبوم ایج حسین میری
توضیح مختصر : اینم یک آهنگ باحال طنز هست با ریتم والس . دانلود کنید .
آهنگ سوم : لولا :
آهنگ لولا از آلبوم ایج حسین میری
توضیح مختصر : این همون آهنگ پرم پم پم اسپانیایی است که بازخوانی شده . اینم دانلود کنید ضرر نمیکنید .
آهنگ چهارم : بهار ایل :
آهنگ بهار ایل از آلبوم ایج حسین میری
توضیح مختصر : اینم یه آهنگ که برای ایل و عشایر خونده شده . من خودم خیلی حال نکردم باهاش . ولی چون تو وبلاگش گذاشته بود منم گذاشتمش برای دانلود . شاید شما خوشتون بیاد .
ته نوشت : حسین میری متولد ایج از توابع شهرستان استهبان فارس هست.
برچسبها:
موسیقی,
حسین میری
+ نگاشته شده در
بیست و یکم فروردین 1391ساعت 19:12 توسط م
|
...................................................................................
من، حس میکنم ، من میدانم ، که لحظه نماز، کدامین لحظه است ، اکنون ستاره ها همه با هم ، همخوابه میشوند ، من در پناه شب ، از انتهای هر چه نسیمست، میوزم ، من در پناه شب ، دیوانه وار فرو میریزم ، با گیسوان سنگینم، در دستهای تو ، و هدیه میکنم به تو گلهای استوائی این گرمسیر سبز جوان را ...
برچسبها:
روزانه ها
+ نگاشته شده در
بیستم فروردین 1391ساعت 22:17 توسط م
|
...................................................................................
دل تنگم
به قاعده ی یک سفر ... پراز جاده ... پر از فاصله
به شماره ی اتوبوسهای راهِ شب
کافههایِ خمارِ در امتدادِ شب
به اندازه تمامِ روزهایی که ما از بین اینهمه نبودن ... باز نبودن را انتخاب کرده ایم
دل تنگم
برچسبها:
روزانه ها,
عمومی
+ نگاشته شده در
هفدهم فروردین 1391ساعت 19:15 توسط م
|
...................................................................................
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و اگر چه که دلم بس تنگ است بی خیالی سپر هر درد است . . . باز هم میخندم . . . انقدر میخندم که غم از روی رود . . .
برچسبها:
روزانه ها,
عمومی
+ نگاشته شده در
سیزدهم فروردین 1391ساعت 10:20 توسط م
|
...................................................................................
منو بشناس بدون استخاره
حرفاي تلخ من قصه سازه
سرشار از غم و اعتراضه
منو حفظم کن مثه شعر حافظ
منو بشناس بينمون اختلافه
دنياي من پر از اقتداره
دنياي من همون اتفاقیه که توش پر کينه و انتقامه . . . (!)
منو بشناس
منو بشناس
منو بشناس
برچسبها:
روزانه ها,
عمومی
+ نگاشته شده در
بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 16:45 توسط م
|
...................................................................................
دلتنگی
خوشه انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
. . . سربسته بماند
مستت میکند اندوه.
برچسبها:
روزانه ها,
عمومی
+ نگاشته شده در
بیست و ششم اسفند 1390ساعت 12:16 توسط م
|
...................................................................................
وقتی عقیده ، عقده خوانده میشود
و نور چراغ در آب ، مهتاب تلقی
و متانت زمین زیر برف یخ میزند
نان از یتیم خانه میدزدیم
و می فهمیم . . .
دزد ، اشتباه چاپی درد است
برچسبها:
روزانه ها,
عمومی
+ نگاشته شده در
بیست و دوم اسفند 1390ساعت 22:11 توسط م
|
...................................................................................
من یک میکروب جامعه شده ام. یک وجود زیان آور، سربار دیگران ... میخواهم بروم دور، خیلی دور، یک جایی که خودم را فراموش بکنم. گم بشوم، نابود بشوم. میخواهم از خودم بگریزم بروم خیلی دور، مثلا ... مابین مردمان عجیب و غریب، یک جایی بروم که کسی مرا نشناسد، کسی زبان من را نداند، میخواهم همه چیز را در خود حبس بکنم، اما میبینم برای اینکار درست نشده ام!
برچسبها:
صادق هدایت,
روزانه ها
+ نگاشته شده در
بیستم اسفند 1390ساعت 11:21 توسط م
|
...................................................................................